سیزده سال قبل از ماراتون

۱۳ سال قبل از ماراتون اولین تجربه دویدن من در امتحان های دوی ۵۴۰ متر راهنمایی بود وقتی که دو سال متوالی نتوانستم هیچ وقت تمامشان کنم. اول راهنمایی را یادم نمی آید و احتمالا آنقدر خاطره بدی بوده است که ذهنم تصمیم گرفته حذفش کند. از امتحان دوی دوم راهنمایی نهایتا تصاویر مبهمی از […]
فرار از نوشتن، یا یکی از تمهای زندگیِ من

نمیتوانم بنویسم. مدام از نوشتن فرار میکنم. شاید چون مدتهاست ننوشتهام و یا شاید چون موضوعاتی که خواستم از آنها بنویسم برایم ناراحتکننده بودهاند. به نظرم دلیل اول درستتر است زیرا که من تقریباً همواره در مورد موضوعاتی که ممکن است ناراحتم کند مینویسم اما تا به حال چنین خودم را فلج و ناتوان از […]
دیدار دوبارهی نقال، یا این جا حتی سگ ها هم آزاد هستند

طبقهی شش و رو به دریا. فرصت دارم ساعتی با سهتار صاحب تنها باشم. فرصتی که از زمانی که از انگلیس برگشتهایم نصیبم نشده است. همزمان به دریا مینگرم، به موجها. میفهمم با عوض شدن رنگ آسمان و باز شدن ابرها، رنگ دریا هم از خاکستری به آبی تغییر میکند. خواستم در اینترنت سرچ کنم […]
Looking at Tehran as a newcomer, or the double-edged sword

The bustling and often hectic lifestyle in Tehran can indeed present challenges for personal development and character building. From an outside-in perspective, Tehran is the land of opportunities; A hub for many Iranians seeking jobs, promotions, and new career paths. In my opinion, although Tehran proffers plenty of opportunities, it can potentially steal some fundamental […]